دفتر روزانه یک ادیب سیاست‌مدار | درباره نسخه‌ای خطی که هزارسال پیش در نیشابور کتابت شد

  • کد خبر: ۴۴۱۷۲۱
  • ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۳
دفتر روزانه یک ادیب سیاست‌مدار | درباره نسخه‌ای خطی که هزارسال پیش در نیشابور کتابت شد
روایت «روزنامجه»؛ نسخه‌ای خطی که هزارسال پیش در نیشابور کتابت شد و اکنون در مجموعه نسخ خطی آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود.

به گزارش شهرآرانیوز؛ چندی پیش در جریان بررسی مجموعه‌های خطی کتابخانه آستان قدس رضوی، به نسخه‌ای برخوردم که فرضیه مفقود بودن یکی از آثار مهم سده چهارم هجری را یکسره باطل کرد. مجموعه‌ای که سه رساله را در خود جای داده بود و یکی از آنها همان «روزنامجه» صاحب‌بن‌عباد بود؛ اثری که تا امروز تنها از خلال نقل‌قول‌های پراکنده در متون کهن شناخته می‌شد.

این نسخه نه در بغداد و نه در ری، بلکه در نیشابور کتابت شده و پس از هفت قرن سکوت، بار دیگر در دسترس قرار گرفته است. آنچه در ادامه می‌آید، گزارش این کشف و بازخوانی محتوا و اهمیت تاریخی آن است.

صاحب‌بن‌عباد؛ ادیب و نویسنده دفتر روزانه

ابوالقاسم اسماعیل‌بن‌عباد، ملقب به صاحب و کافی‌الکفاة، در ذی‌القعده سال ۳۲۶ قمری متولد شد. درباره زادگاه او میان منابع کهن اختلاف‌نظر وجود دارد. ابن‌خلکان استخر را مولد او دانسته و هم‌زمان به روایتی اشاره کرده که طالقان را زادگاه وی معرفی می‌کند و تصریح دارد مقصود، طالقان قزوین است، نه طالقان خراسان. یاقوت حموی نیز او را از مردم طالقان شمرده و محل آن را میان قزوین و ابهر دانسته است. نظامی عروضی او را به ری منسوب کرده و ابن‌شهرآشوب اصفهانی‌بودن او را برگزیده است.

در میان این روایت‌ها، سخن ثعالبی نیشابوری که معاصر صاحب بوده، از اعتبار بیشتری برخوردار است. ثعالبی در یتیمة‌الدهر نوشته که طالقان منسوب به صاحب از قرای اصفهان است و این قول را اصح اقوال دانسته است. بسیاری از مؤلفان بعدی که از وجود طالقان اصفهان بی‌خبر بوده‌اند، او را به اشتباه به طالقان قزوین نسبت داده‌اند.

صاحب، مقدمات علم را در زادگاه خود فراگرفت و سپس به تحصیل علوم ادبی، فقه، حدیث و اصول مذهب پرداخت. در جوانی به خدمت ابن‌العمید درآمد و کاتب او شد.

انتقال او به ری پس از سال ۳۳۵ قمری رخ داد؛ سالی که رکن‌الدوله دیلمی شهر را به تصرف خود درآورد. در ری هم به کسب علم مشغول شد و هم در دیوان ابن‌العمید کار کرد. در همین دوره با فرزندان رکن‌الدوله، به‌ویژه مؤیدالدوله، معاشرت نزدیک یافت. نامه‌ای که یاقوت حموی از ابن‌العمید نقل کرده نشان می‌دهد صاحب پیش از سال ۳۴۷ قمری یا دست‌کم در همان سال به کتابت مؤیدالدوله برگزیده شده بود.

سفر بغداد و تولد روزنامجه

ابن‌مسکویه در تجارب‌الامم گزارش داده که در سال ۳۴۷ قمری ابومنصور بویه‌بن‌رکن‌الدوله همراه وزیر خود و کاتبی به نام ابوالقاسم اسماعیل‌بن‌عباد عازم بغداد شد تا با دخترعمویش پیمان زناشویی ببندد. جشن زفاف در شب سوم جمادی‌الاولی برگزار شد. صاحب در این سفر حدود بیست‌ویک سال داشت و به اندازه‌ای مورد اعتماد بود که در چنین مأموریت مهمی حضور داشت.

در بغداد او با علما، فضلا، فقها، متکلمان و متصوفان معاشرت کرد، به مجالس علمی راه یافت و با سیرافی نحوی مباحثه کرد. شرح این دیدار‌ها و مناظرات را در دفتری خصوصی ثبت کرد و پس از بازگشت به اصفهان آن را به ابن‌العمید هدیه داد. نام این دفتر را «روزنامجه» گذاشت.

واژه روزنامجه معرب «روزنامگ» پهلوی است؛ ترکیبی از روز و نامگ به معنای دفتر.

در سده‌های نخستین اسلامی این واژه برای دفتری به کار می‌رفت که امور مالی را روزانه در آن ثبت می‌کردند. در دوره آل بویه نیز عواید خراج به‌شکل روزانه در روزنامجه نوشته می‌شد. مسئول آن کاتب روزنامج نام داشت که ناظر جهبذ نیز بود. جهبذ مالیات می‌گرفت و هر روز گزارشی با عنوان روزنامجه یا روزات ارائه می‌کرد.

صاحب‌بن‌عباد واژه‌ای اداری را برای دفتر خاطرات خصوصی خود برگزید. بهمنیار این انتخاب را نشانه دلبستگی او به زبان فارسی می‌دانست. ثعالبی نیز نوشته که صاحب در سفر بغداد شرح ملاقات‌ها و مناظرات خود را نوشت و آن را روزنامه نام نهاد. محمد معین با استناد به یاقوت نشان داده که این واژه اندکی پیش از صاحب نیز کاربرد داشته است. با توجه به درگذشت ابن‌العمید در سال ۳۴۹ قمری، می‌توان گفت رساله در همان سفر ۳۴۷ قمری نوشته شده است.

دفتر روزانه یک ادیب سیاست‌مدار | درباره نسخه‌ای خطی که هزارسال پیش در نیشابور کتابت شد

۷ قرن سکوت

نسخه اصلی پس از هدیه شدن به ابن‌العمید به‌تدریج از دسترس خارج شد. نخستین کسی که بخش‌هایی از آن را نقل کرد، ثعالبی نیشابوری بود. او در یتیمة‌الدهر نقل‌های گوناگونی آورده است. یاقوت حموی نیز در معجم‌الادباء مجالست‌ها و مناظرات صاحب را بازتاب داده، هرچند منبع اصلی او همان یتیمة‌الدهر بوده است.

پس از این دو منبع، رساله حدود هفت قرن مفقود ماند. پژوهشگرانی که درباره‌اش نوشتند، تنها بر نقل‌های کهن تکیه کردند و تأکید داشتند که خود اثر در دست نیست. محمدحسن آل‌یاسین کوشید بر اساس همان نقل‌ها تصویری از رساله بازسازی کند. همین اندک بخش‌ها کافی بود تا نشان دهد صاحب جوان شیفته یادداشت روزانه بوده و تصویری از وضعیت ادبی بغداد سده چهارم به دست دهد.

نیشابور؛ شهری که نسخه را زنده نگه داشت

نسخه‌ای که این غیبت طولانی را به پایان رساند، در نیشابور کتابت شده است. مجموعه شامل سه رساله است: «تدبیر الصحة بالمطعم و المشرب» از حنین‌بن‌اسحاق العبادی، «اظهار مساوی شعر ابی‌الطیب المتنبی» از خود صاحب‌بن‌عباد، و روزنامجه. این سه رساله به خط یک کاتب در روز شنبه سیزدهم جمادی‌الآخر سال ۳۹۶ قمری، یعنی یازده سال پس از وفات صاحب، در نیشابور نوشته شده‌اند.

روزنامجه چهل برگ دارد، به خط نسخ کهن بر کاغذ حنایی‌رنگ کتابت شده و جلدی از تیماج قهوه‌ای ساده دارد. نام کاتب مشخص نیست. آغاز رساله با عبارتی خطاب به استاد و رئیس آغاز می‌شود و انجام آن نیز به مخاطب خاصی اشاره دارد. کتابت این مجموعه در نیشابور اهمیت ویژه‌ای دارد.

نیشابور در قرن چهارم هجری یکی از مهم‌ترین مراکز دانش و ادب در خراسان به شمار می‌رفت. این شهر در مسیر جاده‌های تجاری و فرهنگی قرار داشت و مدارس، کتابخانه‌ها و حلقه‌های علمی آن دانشمندان را از نقاط مختلف جهان اسلام جذب می‌کرد. خراسان در این دوره نه تنها تولیدکننده دانش، بلکه حافظ و ناشر آثار کمیاب نیز بود.

بسیاری از متون مهم که در مراکز غربی ایران نوشته می‌شدند، از طریق شبکه علما و کتاب‌دوستان به خراسان می‌رسیدند و در شهر‌هایی مانند نیشابور بازنویسی و حفظ می‌شدند.

ثعالبی نیشابوری که خود اهل همین شهر بود و بخش‌هایی از روزنامجه را در یتیمة‌الدهر نقل کرده، نشان‌دهنده پیوند مستقیم میان این اثر و فضای فرهنگی خراسان است. احتمال می‌رود نسخه‌ای از روزنامجه از بغداد یا ری به خراسان رسیده است و در نیشابور کتابت شده باشد.

این جزئیات نشان می‌دهد که نیشابور در آن سال‌ها نقش مهمی در انتقال میراث مکتوب ایفا می‌کرده و آثار مربوط به دربار آل‌بویه را نیز در خود جای می‌داده است. وجود این نسخه در نیشابور، تصویر روشن‌تری از جریان دانش میان عراق و خراسان در پایان قرن چهارم به دست می‌دهد و اهمیت فرهنگی این منطقه را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

امروز این مجموعه در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری نسخه شناخته‌شده روزنامجه در جهان محسوب می‌شود.

دفتر روزانه یک ادیب سیاست‌مدار | درباره نسخه‌ای خطی که هزارسال پیش در نیشابور کتابت شد

بغداد از نگاه یک ناظر جوان

آنچه در این چهل برگ ثبت شده، مشاهدات فرهنگی، ادبی، هنری و اجتماعی بغداد و موصل در قرن چهارم هجری است. صاحب که خود به ادب و موسیقی و علوم روز مسلط بود، وقایع را با جزئیات کم‌نظیری روایت کرده است.

روایت با دیدار از قاضی ابن‌قریعه آغاز می‌شود؛ قاضی نکته‌سنجی که در مجلس ابومحمد مهلبی با مطایبات خود فضا را عوض می‌کرد. پاسخ او به تعریف «القفا» که با چهار حد توصیف می‌شود، مجلس را به خنده انداخت. سپس مجلس تعزیه‌ای که مهلبی برای ابوالفضل صاحب‌البرید برپا کرد، با حضور رجال دولت، جایگاه اجتماعی متوفی و آیین‌های سوگواری دربار را نشان می‌دهد.

صحنه‌ای از آوازه‌خوانی سلافه، کنیز و نوازنده محبوب مهلبی، در دارالاماره نیز ثبت شده است. او طنبور می‌نواخت و قطعات غنایی می‌خواند. دو تن از خاندان بنی‌المنجم نیز در این محافل حضور داشتند؛ خانواده‌ای که نسل‌ها علم نجوم و شعر و موسیقی را با محافل سیاسی پیوند داده بودند.

بخشی از یادداشت‌ها به حجره ریحان اختصاص دارد؛ مکانی با حوضی که آب دجله در آن جاری بود و محل برگزاری مجالس غنا به شمار می‌رفت. آوازخوانی جاریه ابن مقله در این مکان سطح هنری اجرا‌ها را نشان می‌دهد. صاحب سپس به جامع الرصافه رفت و با ابوسعید سیرافی در باب بحور شعر، مسائل عروضی و نکات نحوی المقتضب و شرح سیبویه مناظره کرد. این بخش ارزش ادبی و زبان‌شناختی رساله را آشکار می‌سازد.

سفر به موصل همراه معزالدوله و ملاقات با فرزندان ابوالحسن علی‌بن‌هارون المنجم، روابط میان دستگاه حکومتی و خاندان‌های علمی‌هنری را بازگو می‌کند. صاحب مهارت‌های آنان در شعر و موسیقی را ستوده و به نوازندگانی، چون ابوالحسن بن طرخان و ابن طوماد توجه ویژه‌ای داشته است.

مجالس ابوبکر بن المقسم و قاضی ابوبکر بن کامل نیز مجال ثبت نشست‌های علمی و مباحث لغوی، حدیثی و نحوی را فراهم آورده است. یادداشت‌هایی از حضور در مجالس متکلمان معتزله، شیعه و مجبره نیز آمده است. دیدار با ابوالقاسم بریدی با توصیفاتی احترام‌آمیز ثبت شده است.

بازگشت به عکبرا همراه مهلبی با صحنه‌های بزم و موسیقی و شعرخوانی روایت می‌شود. ملاقات با ابوالفرج محمد‌بن‌العباس، دبیر معزالدوله، و ثبت مراسم عید مسیحیان در بغداد، تنوع فرهنگی شهر را نشان می‌دهد.

در بخش پایانی، نامه‌نگاری ابوالقاسم عیسی‌بن‌علی‌بن‌عیسی‌بن‌داوود‌بن‌جراح به مهلبی، بازگشت معزالدوله از موصل و حضور مهلبی کنار دجله همراه با سرودن ابیات آمده است. دیدار با ابن سمعون متصوف نیز با توصیف ظاهر و رفتار و گفت‌وگویی کوتاه ثبت شده و روایت را به حوزه عرفان می‌کشاند. آخرین دیدار با مهلبی پایان‌بخش این مجموعه است.

سندی برای تاریخ اجتماعی و فرهنگی

«روزنامجه» تصویری چندلایه از حیات فرهنگی، هنری، علمی و سیاسی نیمه دوم قرن چهارم هجری به دست می‌دهد. شعر، موسیقی، مناظره علمی، آیین‌های اجتماعی و روابط درباری در آن درهم‌تنیده و با دقت ثبت شده‌اند. این اثر را باید نه صرفا یک خاطره‌نامه، بلکه منبعی دست‌اول برای مطالعات تاریخ اجتماعی، ادبی و موسیقایی این دوره دانست.

کشف این نسخه پس از هفت قرن غیبت، گمانه از میان‌رفتگی اثر را باطل کرد و متنی را در اختیار پژوهشگران قرار داد که تاکنون تنها از طریق نقل‌قول‌های دیگران شناخته می‌شد. کتابت آن در نیشابور و نگهداری امروزینش در مشهد، حلقه اتصال میان بغداد آل‌بویه و خراسان قرن چهارم را نشان می‌دهد و نقش این منطقه را در حفظ میراث مکتوب بیش از پیش برجسته می‌سازد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.